عزاداري اهالي روستاي مياب در شب هشتم محرم در 94.07.29

عزاداري اهالي روستاي مياب در شب هشتم محرم در 94.07.29


.........................................................................................................................




..............................................................................................................................................


با سلام و عرض تعزيت و تسليت بمناسبت تاسوعا و عاشوراي خونين سيد و سالار شهيدان و گراميداشت فداکاري ها و جانبازي هاي ياران با وفاي آن حضرت و آرزوي اينکه به لطف و مدد الهي از گروه حسين عليه السلام باشيم و در دنيا و آخرت از پيامبر و خاندان مطهرش بويژ ه از شفاعت و عنايات آن حضرات معصومين عليهم السلام باشيم. ( ان شاالله )


ديشب مورخ 94.07.29 به لطف و کرم الهي به اتفاق حاج محمد آقا کمالي براي شرکت در مراسم عزاداري امام حسين عليه السلام به زادگاه عزيزمان " مياب " رفتيم. جاي شما دوستان خالي ، عجب مجلسي يافتيم. در گوشه اي دور افتاده در آذربايجان شرقي از توابع شهرستان مرند در روستايي دور افتاده با جمعيتي کم چه مراسم و مجلس با اخلاص و بي ريايي تشکيل داده بودند. به نظرم همه اهالي روستا به مجلس عزاي امام حسين عليع السلام آمده بودند . در مسجد ملا نوروز مياب که خيلي بزرگ هم هست جاي سوزن انداختن نبود. زن و مرد و پير و جوان و حتي کودکان همه آمده بودند. آن هم با چه عشق و شور و شعور و معرفت و ادب !!


در همه چهره ها آثار غم و اندوهي سنگين هويدا بود.  وقتي دسته ي با نواي جانسوز " سو يوللاري باغلاندي    حسينده کربلاده " وارد مسجد شدند همه به احترام نام وياد حسين و ياران بي نظيرش از جا بلند شدندو با نواي دسته همنوا شدند


همه نوحه خوان و شدند ، مداحان با اخلاص مياب آقايان عظيم فرماني ، باقر زينالي ، جعفر زينالي و بهرام پوررنجبر با نواي دلنشين و جانسوز خويش اشعاري بسيار زيبا و عميق در رثاي مصايب حضرت ابا عبدالله (ع) و باب الحوايج حضرت علي اصغر خواندند که در مجلس غوغايي بوجود آمد. تقريبا همه هاي هاي گريه مي کردند. آنچه بيشتر مرا تحت تاثير قرار داد گريه و اشگ ماتم ريختن پير مردان و ريش سفيدان بر محاسنشان بود. بچه ها هم گريه مي کردند و با چه شوري بر سر و سينه مي زدند. آنجابود که اين شعر در ذهنم مجسم شد  که بحق گفته اند:


اين حسين کيست که عالم همه ديوانه اوست     اين چه شمعي ست که جان ها همه پروانه اوست


پس از اتمام ي و مداحي نوبت به سخنراني رسيد. به لطف الهي و بخت بلند اهالي مومن و متدين مياب حضرت آيه الله حاج شيخ عباس کمالي ( امام جمعه سابق شهرستان سراب ) چند سالي است که در بيشتر ايام سال بويژه در ايام ماه مبارک رمضان و ماه محرم با حضور و فيض رساني خود  عظمت و شکوه و اخلاص مجالس و مراسم را دو چندان کرده است. حاج آقا کمالي در سخناني کوتاه اما مفيد و مختصر از قيام خونين  امام حسين (ع) گفت و همه مستفيض شديم. و با دعا و طلب


پيروزي اسلام و اسلاميان و تعجيل در ظهور منجي عالم بشريت مجلس به پايان رسيد. بقول سعدي عليه الرحمه :


مجلس تمام گشت و به آخر رسيد کار                ما همچنان در اول وصف تو مانده ايم


اي حسين تو کيستي ؟ اي عباس تو کيستي ؟ اي ياران باوفاي حسين شما کيستيد ؟


 و در پايان شب با خداحافظي و بدرقه هم روستايي و هم ولايتي هاي خونگرم خودمان عازم مرند شديم. عکس هايي براي حک در صفحات تاريخ ازاين مراسم درج مي شودتا دوستان و علاقه مندان استفاده کنند.


.............................................................................................................................


 



 




 



 



 



 



 



 



 



 



 



 



 



 




 



 


 


 


 



 


...............................................................................................................................


 ارادتمند و خاک  پاي همه عزاداران امام حسين (ع) و ياران با وفايش


ابوالفضل روزي طلب مياب  نصف شب تاسوعاي حسيني مورخ 94.08.01


 

نظرات کاربران
X
در صورت مشاهده مطالب مغایر با قوانین و شعونات اسلامی از بخش ارتباط با ما گزارش دهید تا سریعا حذف گردد